جمهوری اسلامی بعد از فراخوان دوشب قبل
واکنش جمهوری اسلامی به فراخوانهای اخیر
- ۰ نظر
- ۲۱ دی ۰۴ ، ۱۳:۳۶
واکنش جمهوری اسلامی به فراخوانهای اخیر
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
از سال ۱۹۶۴، آژانس بینالمللی یهود با موافقت صدر اعظم وقت اتریش، یهودیهای اروپا را در ساختمانی به نام «شوئنو» درپایتخت این کشور به صورت موقت ساکن میکرد تا به اسرائیل مهاجرت کنند. طی ده سال هشتاد هزار یهودی از این ساختمان به مناطق اشغالی رفتند و این مسیر انقدر پر رونق شد که سال ۱۹۷۳ مهمترین گروههای مهاجر یهودی مسافرانی بودند که از راه وین به شوروی رفته و از آنجا به مقصد میرسیدند.
برونو کرایسکی صدراعظم یهودی اتریش در اوایل هفتاد میلادی به قدرت رسید. او در کشوری به صدارت رسید که یک جریان ضد یهود همیشه در کشورش وجود داشت و رسیدن به این مقام یک پیروزی محسوب میشد. او اعتقاد داشت یک یهودی که مسئولیت یک کشور را به عهده میگیرد، نمیتواند نسبت به کشوری که در آن زندگی میکند و مذهب یهود به طور یکسان وفادار باشد.
سال ۱۹۷۳ وقتی یکی از این قطارها داشت به سمت شوروی میرفت، دو عرب ضد اسراییل هم سوار یکی از واگنها شدند و بعد از رسیدن به ایستگاه مقصد، چند نفر را گروگان گرفتند. آنها از دولت اتریش تقاضا کردند یک هواپیما برایشان بفرستد تا به کشوری عربی بروند. کرایسکی که هم نمیخواست اتفاق مونیخ در کشورش رخ دهد و هم میخواست گروگانها را در کشور خود حفظ کند، رضایت داد که عربها بدون گروگانها پرواز کنند و در عوض دولتش مسیر جابجایی یهودیها را لغو کند. به این شکل و طی یک عملیات قرارگاه شوئنو بر روی یهودیان بسته شد.
این پیمان کرایسکی خشم یهودیهای اسراییل را برانگیخت. آنها بیش از ماجرای گروگانگیری و معامله با گروگانگیرها، از اینکه یک یهودی منافع کشورش را به ملت یهود ترجیح داده بود ناراحت بودند.
با شنیدن اعلام آمادگی مذاکره با قاتلین شهید حاج قاسم سلیمانی و اعلام عدم دشمنی با آمریکا به نظرم بهتر است به آقایان بگوییم لااقل کرایسکی باشید و منافع کشورتان را ترجیح بدهید!
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
قانون حجاب یا هر قانون دیگری برای مردم همونقدر اهمیت داره که قانون منع بهکارگیری مسئولین دوتابعیتی برای مسئولان نظام.
نمیشه از بالا قانونگذار و مجری قانون، اون رو به هیچ بگیرند. بعد توقع کنند مردم قانون دیگری رو رعایت کنند. خودتون دارید بیاهمیت بودن قانون رو رواج میدید.
اینکه محمدجواد ظریف به عنوان نماینده غیرقانونی دولت به داووس میره، چیزی جز دهنکجی به مردم نیست.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
اگر کسی پرسید چرا در ساختار سیاسی کشور فساد فراوان و مشکلات بسیار است، نمونه اخیر تابعیت فرزند جواد ظریف نمونه خوبی است.
جواد ظریف تنها یکی از کسانی است که در دولت فعلی مسئولیت دارد و فرزندش تابعیت کشوری دیگر را دارد. او دو بار به شکلی واضح درباره این تابعیت دروغ گفته. یعنی ابتدا اصل موضوع را کتمان کرده و بعد گفته در دوره مسئولیتش بوده که خب هر دو کذب است.
از اینجا به بعد را طبیعتا مجلس قانونگذار و قوه قضاییه مجری قانون باید پیگیری میکرده و با او و چند نفر دیگر در دولت که تخلف داشتند، برخورد میکرده.
اما چه اتفاقی افتاده؟
یکی از اعضای دولت یک نقل نصفه و نیمهای از رهبر انقلاب بیان کرده و گفته او با تابعیت قهری (فرزندی که در دوره مسئولیت پدرش در یک کشور به دنیا بیاید و ناخوداگاه تابعیت کشور دوم به او داده شود) مشکلی ندارد. بعد کسی به اسم فضائلی که پیشتر در دفتر رهبر انقلاب و سایت خامنهای داتآیآر مسئولیت داشته، آمده ان نقل نصفه و نیمه را تایید کرده و اضافه کرده ایشان با تغییر قانون مربوط به تابعیت غیر قهری مخالف است.
حالا اساسا فرزند ظریف تابعیتش غیر قهری است و او دو بار دروغ گفته و اساسا همه این جنجالها و خبرها هم سر اوست.
حالا در مجلس که باید قضیه بررسی شود چه اتفاقی افتاده؟ طبق گفته نمایندگان، سهشنبه گذشته بررسی پرونده جواد ظریف توسط قالیباف از دستور خارج شده. پنجشنبه هم باز خارج شده. امروز یعنی یکشنبه روحالامینی در مجلس خطاب به رییس مجلس گفته واسطه ما با رهبری شما هستید. بهتر است این خبرها را شما اول به ما بدهید.
یعنی چی؟ یعنی اصلا قانونگرایی و دروغ گفتن ظریف و متحمل کردن کشور به ضررهای جبرانناپذیر از سوی یک شخص اصلا مهم نیست. مسئله اقایون نماینده مردم در مجلس این هست که یک نقل قولی از حضرت آقا بشنوند و اونهایی که یک چفیه روی دوش انداختهاند، با غرغره کردن اون کلمات خود رو انقلابی جا بزنند.
یکبار دیگه باید بگیم اگر قرار هست نقل قول رهبری کار کنه و شما عقل و قانون و شرع رو تعطیل کنید و به اینکه آیا اون نقل، درست یا غلط هم هست فکر نکنید و مبنای کار انجام بدید، خب وجود مجلس و رای گرفتن از مردم چه کارکردی داره؟ مجلس رو منحل کنید و از رهبر انقلاب بخواهید که خودشون دستور بدهند.
به عنوان یک شخصی که ولایت فقیه رو قبول دارم، مشکلی با حکم حکومتی هم ندارم. اینها همونطور که در قانون هست، باید قانونی هم عمل بشه. من به عنوان شهروند بدونم رهبری حکم حکومتی داده که فلان شخص به کارش ادامه بده یا برداشته بشه. اینطوری محل صدور حرف مشخصه. اما رویهای که لاریجانی و قالیباف به عنوان ابزار خیمهشببازی یک سید جد به کمرزدهای در پشت پرده ماجرا مد کردهاند و خصوصا در این سالها گسترده شده، یک سری نقل قول بیمبنا یا نصفه است که جاش رو به قانون و شرع داده.
کشور رو تعطیل کردند، کار رو بردند سمت نقل قول. پس شما چه کارهاید؟ پس این ساختار برای چیه؟ تعطیلش کنید خب.
جواد ظریف به طور خاص دو دروغ بزرگ فقط در حوزه تابعیت فرزندش گفته و مستحق برکناری از همه امور هست. حضورش و ضررهایی که به جمهوری اسلامی زده، میزنه و خواهد زد به نام رییس و نمایندگان مجلس، رییس قوه قضاییه، مراجع امنیتی اگر پرونده او رو تایید کردند و... خواهد بود.
و تقریبا شک ندارم این پرونده انقدر کش پیدا میکنه تا ماجرا به نامه زدن به رهبر انقلاب میرسه که مثلا ایشون قبول کنه برای حفظ ارامش و وفاق در این برهه حساس کنونی و پیچ تاریخی و...، جواد ظریف در سمتش بمونه، به امریکا و اسراییل خدمت کنه و ضررهای دیگری به این مردم بزنه.
کانال تلگرامی نیوکلیدر
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
مطلب پیشرو، روایت چهارم از مطلبی طولانی است که به مناسبت شهادت شهید مصطفی چمران در سال 1398 در مجله همشهری جوان نوشتم.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگرها
توجه: این متن در تاریخ 25 آبان 1394 نوشته شده بوده و تا امروز منتشر نشده است.
در این سالها چندین بار شاهد هجوم طیف خاصی از جریان سیاسی و منسوبین این طیف به علامه مصباح یزدی شدهام و عمده این واکنشها نیز نزدیک انتخابات مختلف بوده است.
در روزهای گذشته نیز افرادی مانند جناب آقای حجه الاسلام و المسلمین طباطبایی که سابقه زیادی در دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی دارند، به مواضع سیاسی علامه مصباح یزدی حمله کرده و آن را زیر سوال برده اند.
عمده حرف مخالفان آقای مصباح یزدی نیز در حوزه دیدگاه سیاسی ایشان است، والا باطنا و یا ظاهرا مخالفین ایشان با مباحث ایشان در حوزه فلسفه مشکلی نداشته و ایشان را صاحب علم میدانند.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
شهید سید محمدباقر صدر از مراجع تقلید معاصر در سالهای دهه چهل جلسهای را برای عموم طلبهها تشکیل داده بود که در آن به پرسشها و مسائل گوناگون پاسخ میداد و مباحث فکری، اجتماعی و سیاسی روز مطرح میشد. بخشی از سخنرانیهای ایشان در فاصله سالهای 1344 تا 1358 هجری شمسی که بعد از درس خارج بیان شده است را موسسه آیتالله صدر تحت عنوان «ومضات» و با ترجمه «بارقهها» چاپ کرده است. صحبتهایی که در ادامه میآید، بیانات شهید صدر در باب وضعیت حوزههای علمیه و وظایف آنهاست و اگرچه 50 سال از ایراد آن میگذرد، اما متأسفانه مشکلات همچنان محسوس است.

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
«کودتای 28 مرداد» یکی از حوادث مهم در تاریخ معاصر کشور ما است، زیرا این رخداد هم ملی شدن صنعت نفت را زمین زد، هم وفاق اجتماعی و اتحاد بین اقشار مختلفی که به رهبری آیتالله کاشانی و دکتر مصدق کنار هم ایستاده بودند را درهم شکست و از همه مهمتر زمینهی ورود ایالات متحدهی آمریکا به ایران و استعمار این کشور را را فراهم کرد.
کودتای 28 مرداد مهم است، چون 25 سال با وقوع انقلاب اسلامی فاصله دارد. آمریکا و انگلیس زمانی در امور داخلی ایران دخالت رسمی میکنند که حتی جرقههای نهضت انقلابی امام خمینی نیز زده نشده است. کشورهای استعماری با براندازی دولت قانونی ایران، سهم نفتی خود از منابع ایران را رسمیت میبخشند و حکومت شاه هم هیچ اختیاری از خود ندارد.
دربارهی وقایع این کودتا و پیشینه و پسینههای آن کتابهای متعدد و خوبی نوشته شده است. 28 مرداد میتوانست موضوع فیلمهای بسیاری در سینمای ایران باشد و مثلا جشنوارهی فجر هر سال، یک فیلم با این موضوع داشته باشد. نکتهی دیگری که دربارهی این کودتا باید گفت، خارج شدن پروندههای مربوط به کودتا از حالت محرمانه در سازمان CIA است. مسئلهای که سال قبل اتفاق افتاد و حتی در مناظرههای انتخاباتی پیشین آمریکا موضوع مناظرهی «هیلاری کلینتون» و «برنی سندرز» شد.
خلاصهای از وقایع مربوط به کودتای 28 مرداد را شرح خواهیم داد و بعد به معرفی چند کتاب در این باره میپردازیم.

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
پس از خرمشهر
|یادداشتی درباره مستند «جام زهر» تولید بیبیسی فارسی|
«چرا بعد از خرمشهر جنگ را ادامه دادیم و آتشبس را نپذیرفتیم؟»؛ این مهمترین سوالی است که درباره جنگ هشت ساله ایران و عراق پرسیده میشود و از قضا مهمترین رکن مستند جدید بیبیسی فارسی یعنی «جام زهر؛ فرصتهای از دست رفته ایران در جنگ» ساخته «امید فراستی» است.
مستند جدید بیبیسی چند ویژگی شاخص دارد؛ اول آنکه برآمده از یک دید نیهیلیستی تمام عیار است که طبیعتا هیچ جایگاهی برای خدا و مسائل دینی و اعتقادی قائل نیست، دوم آنکه دیدی غیر هرمونوتیک دارد، سوم اینکه مثل روال همیشه بیبیسی حرف را نیمخورده کرده و نصفه میگوید و نهایتا اینکه با وجود ضعفهایش، مستند تأثیرگذاری بر مخاطب است.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
مدتها از زمانی که نام «جولیا پطرس» و «احبائی» معروفش در فضای مجازی و خصوصا بین انقلابیها معروف شده میگذرد. برخلاف فلان روزنامهنویس که به هر بهانهای #احبائی پخش میکند و یا بهمان روحانی که آب و هوای لبنان به مذاقش ساخته و دوست دارد همهجا و همه چیز را با سنجه «لبنان» ببیند و مثلا حجاب و فرهنگ و اخلاق ما را به قول خودش لبنانی کند، خیلی نه تمایلی به صحبت درباره جولیا پطرس و پخشآثارش داشتهام و نه خیلی همهجا را لبنان دیدهام. والا میشد کارهای زیادی در این زمینه انجام داد که دوستان هم از آن لذت ببرند!
جولیا پطرس نه با أحبائی، که با یکی از آهنگهایش در دهه 80 میلادی که تمایلی به بردن نامش ندارم، خود را به عنوان خواننده به قول ما محور مقاومت معرفی کرده و با آهنگهای متعدد در این سه دهه فعالیت هنریش، ثابت کرده که حمایتش از مسئله فلسطین، مقاومت لبنان و سوریه احساسی و جوزده نیست.
حالا و پنج روز مانده به کنسرت جدیدش در شهر صور لبنان، خیلی از لبنانیها منتظرند یکبار دیگر روح مقاومت، پایداری و اعتماد به نفسشان را در یک کنسرت موسیقی بالا ببرند و به تعبیری نفسشان از عزت نفسی که دارند حال بیاید.